هادی طباطبایی، پژوهشگر تاریخ معاصر طی یادداشتی به جایگاه «عقل گرایی» در میان علمای حوزه علمیه قم پرداخته است. او با بررسی چهار چهره تراز اول روحانیت مکتب قم، نتیجه می گیرد که بر خلاف استدلالات عقلی، خروجی و محصول نهایی در حوزه قم، نقلگراست تا عقلگرا.

عقلای قم، غالباً به فلسفه و کلام و حکمت اسلامی دلبسته‌اند. از مقامِ شایسته عقل و عقلانیت سخن بسیار به میان آورده‌اند. اما، خرد و عقلی که این بزرگواران از آن دم می‌زنند، چندان فاصله‌ای با مرام غیر عقلی ندارد. اگر به استفاده از علم و دانش بشری توجه می‌دهیم، این نکته را باید در نظر آورد که دانش‌های بشر، صرفاً مختص به علوم تجربی نیست. در وادی علوم انسانی نیز دستاوردهای علمی بسیاری رخ می‌دهد. چرا بر این علوم انسانی نباید روی خوش نشان داد؟
– در میان علما و فقهای قم، هستند روحانیانی که به صراحت، حکم به تعطیلی عقل می‌دهند و از آن پروایی ندارند … آیت‌الله موسوی دهسرخی از این قبیل بود. با هیچ دستاورد جدیدی موافقت نداشت. در ذکر احوالات خود گفته بود که فردی از او در خواست کرده تا به خانه‌اش برود. دهسرخی پاسخ می‌گوید: “نمی‌آیم، چون رادیو و تلوزیون داری نمی‌آیم… چون دخترهایت به مدرسه می‌روند نمی‌آیم”. خوردن چای و قند و شکر را جایز نمی‌دانست. همسر و فرزندانش را مدتها که در نجف بود، حتی اذن زیارت بارگاه امیرالمؤمنین (ع) نداده و اجازه رد و گذر خانواده‌اش را در خیابانها نمی‌داد. می‌گفت: “رفقا عبرت بگیرید و روایتی که می‌گوید زن را نوشتن یاد ندهید، سوره یوسف یاد ندهید، بالا خانه راه ندهید، با آب طلا بنویسید و نصب العین خود قرار دهید”. او با هرگونه مظاهر جدید مخالف بود و دستاوردهای علمی را مذموم می‌انگاشت.
– آیت‌الله جوادی آملی از این قبیل علمای عقلگراست. سخنان اخیر ایشان، سندی است در اهتمام وی به پاسداشت عقل و عقلانیت. “ما یک دلال داریم و یک مبتکر. … آقا ضیاء این را گفته، آخوند این را گفته، آ شیخ این را گفته، این دلال علم شدن است. این فضیلت نیست… یک طلبه افغانی (آخوند خراسانی) بود الان یک قرن دارد ما را به دنبال خودش می‌کشاند. این ننگ نیست؟ صد سال پیش یک طلبه افغانی درس خوانده و کفایه نوشته، الان صد سال است به دنبال اوییم….”.
– اما آیت‌الله جوادی آملی که چنین به “مبتکر” بودن در فهم دینی توجه داده و از “دلّالی” علم پرهیز می‌دهد، شگفتا که در نتایجِ مباحثِ خود، چندان به ابتکار علمی چنگی نمی‌اندازد و از آن استمدادی نمی‌طلبد.
– بنگرید به رأی ایشان در خصوص بانوان که وقتی در پیِ یافتنِ مقامِ “قضاوت” برای زنان بر می‌آید … ایشان در خصوص بحث قضاوت برای بانوان که عموم فقها آن را مقبول شرع نمی‌دانند، جسارت ورزیده و بر این باور است که هیچ محذوریتی برای پذیرش قضاوت بانوان وجود ندارد. وی سپس برای تبیین نظر خود و مقبول دانستن آن، به رأی مرحوم مقدس اردبیلی استناد کرده و اینگونه عنوان می‌کند که: “اگر زن به مقام شامخ اجتهاد رسیده و دارای ملکه عدالت بود و شرایط دیگری که در قضاء و اوصاف قاضی معتبر است واجد بود و خواست تصدّی قضای زنان را با نصب از طرف فقیه جامع الشرایط که ولایت امر مسلمین و رهبری جامعه اسلامی را بر عهده دارد متعهد شود، از نظر بزرگانی چون مقدس اردبیلی مانعی ندارد” … در خصوص مقام قضاوت برای بانوان، آیت‌الله جوادی سخن خود را به نحو شفافی بیان نمی‌کند و رأی خود را از زبان مرحوم مقدس اردبیلی بازگو می‌کند، از بیم آنکه جامعه فقهی این نظر را بر نتابد و بر ایشان خُرده بگیرد. گویی مقام “دلالیِ” علمی، امنیت بیشتری به ارمغان می‌آورد و “مبتکر” بودن، موجبات مشقّاتی می‌گردد … آیت‌الله پس از نقل سخن مقدس اردبیلی این تکمله را نیز به بحث خود می‌افزاید که: “از نظر بزرگانی چون مقدس اردبیلی مانعی ندارد، مگر آنکه کسی اجماع قطعی را احراز کند که در این حال تصوّر مزبور ممنوع می‌باشد”.
– نهایتِ مواجهه جوادی آملی با عقل و ابتکار علمی نیست. ایشان منظومه‌ای را در مواجهه میان علم و دین درانداخته‌اند که به علم دینی شهره است. بر اساس این اندیشه، گفته می‌شود که جدایی و نزاع میان علم و دین یا به عبارتی عقل و دین، محصول تصوری ناصواب از نسبت میان این دو است. به باور ایشان، این مبنای ناروایی است که علم (به عنوان یکی از نمودهای عقل) را در مقابل دین قرار دهیم و از نزاع و جدایی آن سخن گوییم … به باور ایشان، هر دستاوردی از بشر اگر به مرتبه یقین برسد و خدشه و خللی در آن راه نیابد، عمل به آن واجب است و می‌باید مورد اعتنای تام قرار گیرد.
– اما آیت‌الله جوادی آملی که چنین از قرابت علم و دین سخن می‌گویند، در مقام آراء خود، کمتر التفاتی به دستاوردهای علمی و تئوریک جدید دارد. یکی از این موارد، در ساحت سیاست است. ایشان هرگونه تلاش بشر را در پی دست‌یابی به یک سیاست بخردانه و علمی را برابر با شِرک می‌داند. به این تعابیر بنگرید: “برخی تصور می‌کنند که تنها حکومت‌های استبدادی بر اساس شرک نهاده شده‌اند. تبلیغات سوء سبب شده که نظام دموکراسی، نظامی درخور و عادلانه تلقی گردد. اما باید دانست همان‌گونه که ایمان دارای درجات گوناگون است، شرک نیز درکات مختلف دارد. گرچه استبداد و دیکتاتوری یکی از بدترین درکات و مراتب شرک است، اما این بدان معنا نیست که نظام دموکراسی مشرکانه نباشد.” از نظر آیت‌الله جوادی نظام دموکراسی، یک تلاش مشرکانه است. به نظر ایشان، حقِ قانون‌گذاری و ترسیم دانش سیاسی، اساساً رسالتی انسانی نیست که انسان بتواند به آن ورود کند. سرچشمه حقوق، خداوند است و هر کس وادی قانونگذاری وارد شود، محکوم و مطرود است.
– آیت‌الله سبحانی هم از ملتزمان به عقل و عقلانیت است. از کلام و فلسفه و منطق سخن می‌گوید. ایشان از داعیه‌داران عقلانیت شیعه است. معتقد است که عقلانیت، زیر بنای تمام مسائل عقیدتی را تشکیل می‌دهد …  ایشان همچنین معتقد است که میان دین و دانش، هیچ تفاوتی نیست … نسبت به مباحث جدید کلامی اعلام موضع می‌کند؛ در خصوص هرمنوتیک دست به تألیف می‌زند … بحث از پلورالیزم دینی را مورد بررسی قرار می‌دهد و عرفی شدن دین را به بحث می‌گذارد.
– اما تفسیر آیت‌الله سبحانی از عقل نیز، در پیوند با امور دیگری تبیین می‌شود. در نظر ایشان عقل بما هو عقل مورد احترام نیست … “ما با تمام احترامی که برای عقل و خِرَد می‌گذاریم ولی توانایی آن را در همه مراحل زندگی، کافی نمی‌دانیم” … به این تعابیر بنگرید: “تمام این مفاهیم چون “آزادی”، “حقوق بشر”، “گسترش دموکراسی” همه و همه نوعی قید و بند بر دولتهای ضعیف است” … در نظر آیت‌الله، عقل جمعی بشر، ملاک و معیاری برای سعادت نیست و نمی‌توان به آن تمسک کرد.
– دیگر فقیه و فیلسوف قم، آیت‌الله مصباح یزدی است. وی نیز در ایده‌پردازی‌های خود، از منزلت و جایگاه عقل سخنِ بسیار گفته است. ایشان میان دو نحوه از عقل تمایز می‌نهد: یکی عقلی است که در فرهنگ غرب شایع شده است. مصباح یزدی در خصوص این نحوه از عقل عنوان می‌کند که این نحوه از عقلانیت به این معناست که شخص می‌باید پیرو معرفت‌های عقلش باشد و غیر آن را کنار بگذارد. وی این نحوه از عقل را مقبول ندانسته و آن را دارای بار منفی می‌داند. مصباح یزدی سپس از نحوه دیگری از عقل سخن می‌گوید که به تعبیر او، با دین متعارض نیست و از مقوّمات دین و یکی از منابع احکام دینی به شمار می‌رود. منظور از این عقل، نیرویی است که به کمک آن می‌تواند حقایق را بشناسد و مجهولات را از خلال امور بدیهی و داده‌های قطعی علوم دیگر معلوم کند.
– این نحوه تفسیر از عقلانیت، راه را برای توجیه هرگونه گزاره عقل‌ستیز که در متون دینی وجود دارد می‌گشاید.
– تفسیر و نحوه برداشت آیت‌الله مصباح یزدی از عقل به گونه‌ای است که حتی راه توجیه برده‌داری را نیز برای ایشان می‌گشاید … “ممکن است انسانی به سبب سوء اختیار خود مستحق عقوبت و بردگی شود. مثلاً کسی که در برابر نظام حق و عادلانه اسلامی که ضامن سعادت بشریت است، شورش کند، پس از شکست خوردن برده می‌شود و باید به بردگی گرفته شود.
– عقلای قم، غالباً به فلسفه و کلام و حکمت اسلامی دلبسته‌اند. از مقامِ شایسته عقل و عقلانیت سخن بسیار به میان آورده‌اند. چنان از عقل سخن می‌گویند که گویی خلاف مشی عقلانی عمل کردن، برابر است با عذاب اخروی و خلود در نار. اما و هزار اما، خرد و عقلی که این بزرگواران از آن دم می‌زنند، چندان فاصله‌ای با مرام غیر عقلی ندارد.

  • منبع خبر : دین آنلاین