حدادعادل با اشاره به وابستگی اقتصاد ایران در پیش از انقلاب به واردات، معتقد است این راه همچنان ادامه دارد. او تأکید می کند که گفتمان دهه 60، عدالت محور بوده که در ان زمان، جز این هم نمی توانسته باشد اما در ادامه، پس از دفاع مقدس، کارها به مردم واگذار شد و رشد اقتصادی هم ایجاد شد. گفتگوی تفصیلی حدادعادل را در ادامه بخوانید.

به گزارش «سمت و سو»، غلامعلی حدادعادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس فرهنگستان ادب پارسی، رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی و استاد فلسفه دانشگاه تهران با خبرگزاری «مهر» گفتگوی مفصلی با موضوع «عدالت» در کارنامه چهل ساله انقلاب اسلامی داشته که فرازهایی از این مصاحبه را در ادامه خواهید خواند:

حداد عادل

حدادعادل از کارنامه انقلاب اسلامی در حوزه عدالت می گوید

 

–   ما در بعضی از حوزه ها از نظر تأمین عدالت پیشرفت خوبی داشته‌ایم که نباید نادیده گرفته شود. مثلاً در مقایسه با گذشته حوزه عدالت آموزشی به شدت گسترش یافته است.

– یا مثلا در حوزه عدالت بهداشت و درمانی؛ این واقعیت غیرقابل انکاری است که در دوران پیش از انقلاب خیلی‌ها دسترسی به دکتر، دارو و درمان نداشتند و امروز می‌بینید در همه مراکز استان‌ها پزشک متخصص نه تنها وجود دارد بلکه تربیت می‌شود.

– گرانی هست، بیکاری هست و… اما باید حواسمان باشد که آدرس اشتباه ندهیم.

– هیچ وقت نباید فراموش کنیم  که بخشی از این مشکلات اقتصادی که باعث فشار وحشتناکی بر مردم شده است توطئه آنهایی است که برای زانو زدن این انقلاب برنامه‌ریزی می‌کند. 

– مردم هم این را فهمیدند در عین اینکه مشکلات دارند ولی نجیبانه و صبورانه تحمل می‌کنند. مدام در فضای مجازی تبلیغات می‌کنند که مردم به خیابان‌ها بریزید؛ سر فلان ساعت، فلان روز، فلان میدان، حاضر شوید و چنین و چنان کنید؛ اما اتفاقی هم نمی‌افتد.

– اقتصاد  ما اصولاً از قبل از انقلاب یک اقتصاد وابسته‌ و ضعیفی بوده است.به این ترتیب که اقتصاد ما تک پایه و تک محصولی و وابسته به نفت بوده است. نفت را می‌فروختیم و با پول آن‌همه چیز وارد می‌کردیم. از مواد شوینده تا روغن خوراکی برای آشپزخانه از خارج می‌آمد که هنوز هم متأسفانه همین‌طور است. 

– واقعیت این است میراث آن اقتصاد بیمار همچنان بر ما تسلط دارد.

– از طرف دیگر ما به‌اندازه کافی در حوزه نظریه‌های اقتصادی و روش‌های اقتصادی بومی و مطلوب خودمان کار نکرده‌ایم.

– اصولاً از اول انقلاب یک تفکری بر تصمیم‌گیرندگان اقتصادی و برخی از مدیران کشور حاکم بود که همه کارها را از دست ملت بگیرند و در اختیار دولت بگذارند. آن مراکز تهیه و توزیعی که در وزارت بازرگانی وجود داشت دقیقا نشانه این بود که مدیران یک نوع اقتصاد متمرکز دولتی را می‌پسندند. این روش ممکن بود که در زمان جنگ مناسب باشد و حتی اگر هم مناسب نبود در زمان جنگ امکان تحول وجود نداشت.

– ولی بعد از جنگ، سپردن کار مردم به خود مردم یک فکر درستی بود و باعث رشد اقتصادی هم شد.اساس اینکه کار مردم به مردم سپرده شود و نقش دولت کم شود درست بود و منجر به نتیجه هم شد. اما مسئله اینجا بود که اقتصاد ایران دچار فساد شد. عده‌ای از همان دوران جنگ و با سوءاستفاده از فضای جنگ و جیره‌بندی و مشکلات تحریم و… فضایی برای مال‌اندوزی خود تدارک دیدند.

– بنده معتقدم که اگر همین خصوصی‌سازی و واگذار کردن بنگاه‌های اقتصادی به مردم، به آن شکلی که در تفسیر اصل ۴۴ مقرر شده بود،  عملی می‌شد می‌توانست گره‌گشای اقتصاد ما باشد. منتهی متأسفانه دولت‌ها به این جنبه آن‌طور که موردنظر مقام معظم رهبری بود توجه نکردند.

– مثلا  در دولت آقای احمدی‌نژاد  به جای آن که دولت تمام هم‌وغم خودش را در اقتصاد به اجرای قانون اصل ۴۴ معطوف کند؛ آن را در حاشیه قرار داد و قانون هدفمندی یارانه‌ها را اصل قرار داد، این آن خطی نبود که رهبری پیش پای ملت گذاشته بود.

– بانک‌ها یکی از عوامل صدمه زننده به اقتصاد کشور با این شیوه‌های غلط هستند.

– حالا که دچار پدیده قاچاق معکوس هم شده‌ایم. سالهای قبل نگران قاچاق کالای خارجی به داخل بودیم حالا باید نگران قاچاق گازوئیل، بنزین و حتی گوسفند از ایران به خارج از ایران باشیم.

– قبول دارم که گفتمان عدالت که در دهه ۶۰، گفتمان مسلط بود در دهه ۷۰ و ۸۰ توسط  فعالان سیاسی به حاشیه رانده شد. جالب اینجاست که کسانی که در دهه ۶۰ با شدت و حدت، مشت‌های گره‌کرده، رگ‌های و گردن ورم‌کرده دم از اقتصاد دولتی و متمرکز می‌زدند، یک‌باره ۱۸۰ درجه تغییر موضع دادند؛ چپ‌های دهه اول مبدل به راست‌های افراطی دهه‌های بعدی شدند و کسانی که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و لانه جاسوسی را تسخیر کردند پیش آمریکایی‌ها رفتند و گفتند ما اشتباه کرده بودیم، غلط کردیم و… همان ها هم از نظر اقتصادی به فکر ثروت‌اندوزی و قدرت افتادند و یک اتحاد نامقدسی بین ثروت و قدرت به وجود آمد.